هیرادهیراد، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

هیراد

اولین غلت زدن

پسر گلم امروز صبح که من و بابایی داشتیم صبحونه می خوردیم و تو رو گذاشته بودیم کنارمون یکدفعه دیدیم که شما غلت زدی و دمر شدی و ما زدیم زیر خنده و این بود اولین غلت زدن شما   ...
1 بهمن 1390

جدول 1 تا 24 ماهگی

ردیف   ۵/۱ تا ۲ ماهگی   ۳-۴ ماهگی   ۵/۴  تا ۶ ماهگی   ۹-۱۰ ماهگی   ۱۲-۱۳ ماهگی   ۱۵ ماهگی   ۱۸ ماهگی   ۲۴ ماهگی   ۱   توجه به صورت   لبخند زدن   خنده صدادار   شناخت دستهایش   تلاش برای گرفتن اسباب بازی   دست دستی کردن   دست تکان دادن به نشانه خداحافظی   توپ بازی   ...
1 بهمن 1390

تشکر

پسر گلم از خدا ممنونم که تو رو بمن داد زندگی ام با تو زیباتر شده و هر روز با تو و بابایی احساس خوشبختی می کنم /خیلی دوستتتتتتتت دارمممممممممممم/ ...
1 بهمن 1390

عکس های هیراد

وقتی هیراد صلیب می شود: وقتی هیراد موهایش را شونه می کنه: وقتی هیراد پادشاه هفتم را خواب میبیند:   ...
1 بهمن 1390

خاطرات سه ماهگی

امروز  که سه ماهت شده می خوام یکم از کارات برات تعریف کنم. خدا رو شکر تو اصلاً بغلی نیستی و بیشتر دوست داری رو زمین دراز بکشی و باهات بازی کننو باهات حرف بزنن. وقتایی که حسابی خوابیدی و تازه از خواب بیدار شدی تا کسی میاد بالای سرت و باهات حرف میزنه سریع میخندی. موقع هایی که داری رو زمین با خودت بازی می کنی تا متوجه میشی که کسی اومده نزدیکت سریع شروع می کنی به نق زدن و غر زدن و گریه الکی که بیاییثد با من بازی کنید و حرف بزنید یک ناقلایی هستی واسه خودت که نگو آخ آخ من عااااااااشق این گریه الکی هاتم یک صداهای بامزه ای از خودت درمیاری که نگو  عاشق دست خوردنی نمی دونی که با چه ولعی دستاتو می خوری بعد از تو دهنت درمیا...
30 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیراد می باشد